ای عشق مرا در آغوش بگیر

hope for tomorrow

یادخدا

یادخدایی را که یاد کننده اش از یاد نمی رود

 

ودعا کننده اش محروم نمی ماند و هرکه براو تکیه کند

 

خدا او را بس است

 

خدایا :    مرا درپناه حمایت ونگهداری خویش نگهبان باش

 

تورا می خوانم به آن نام اندوخته پاکیزه و پاک که آسمان ها

 

و زمین به آن برپاست و تیرگی ها از آن روشن است

 

خدای خوبم :    من در قلب حقیرانه خود چیزی دارم که تودر

 

عرش کبریایی خود نداری .... من چون تویی دارم که تو چون

 

خود نداری

 

بارالها  :    روزهاست در پی این هستم که به خود جرئت دهم و

 

تورا مخاطب خویش قراردهم.....افسوس که نمی توانم

 

اما می دانم که تو از بین لبهای خاموش هم می شنوی

 

ای خالق عشق  !!    دستی بر آینه سردو یخ زده قلبم بگشا و

 

بگذار من از پس غبارهای تیره ی تنهایی ... رنگ دوستـــــــی

 

را ببینم

 

پرستوی سرگردان دل مرا به آشیانه قلبم باز گردان

 

بنای قلبم را با عشق بساز و درونم را با هیزم های دوست داشتن

 

بسوزان و شعله ور کن چنان که قلب های یخ زده را گرم کند و با

 

آنان که در غروب دلتنگی  فرو رفته اند به کهکشان زندگی بــــه

 

پرواز درآیم ............. خدای خوبم دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 1:33 PM  توسط اسماعیل صادقی  |