تبليغاتX
ای عشق مرا در آغوش بگیر

ای عشق مرا در آغوش بگیر

hope for tomorrow

شانس

مردی با اسلحه وارد یك بانك شد و تقاضای پول كرد
 
وقتی پولهارا دریافت كرد رو به یكی از مشتریان بانك كرد و پرسید : آیا شما دیدید كه من از این بانك دزدی كنم؟
مرد پاسخ داد : بله قربان من دیدم
 
سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و اورا در جا كشت
 
او مجددا رو به زوجی كرد كه نزدیك او ایستاده بودند و از آنها پرسید آیا شما دیدید كه من از این بانك دزدی كنم؟
 
مرد پاسخ داد : نه قربان. من ندیدم اما همسرم دید
 
نكته اخلاقی: وقتی شانس در خونه شما را میزند .... از آن استفاده كنید 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت 9:18 PM  توسط اسماعیل صادقی  | 

سرگرمی تو

 

 

سرگرمی تو:شده بازی با اون دل غمگین و خسته

یادت نمی یاد : اون همه قول و قرارهایی که با تو بستم

باز این همه ظلم:تو ببین باز چطوری پای این همه قول و قرارمن نشستم

نشکن دلمٌ:به خدا آهم میگیره دامن تو و عاقبت یه روز

نگو بی خبری:نگو نمی دونی دلم پر از یک نفرین سینه سوز

نگو بی خبری:نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب وروز

دیونه نکن:دلم و آهم میگیره دامن و تو عاقبت این بود

نگو بی خبری:نگو نمی دونی دلم پر از یک نفرین سینه سوز

نگو بی خبری:نگو نمی دونی وقتی نیستی گریه شده کار این عاشق شب روز

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 اسفند1384ساعت 5:18 PM  توسط اسماعیل صادقی  | 

می کشمت

می کشمت اگه یه روز با غریبه ببینمت

گل منی نمیزارم کسی دیگه بچیندد

گولم زدی اما بدون یه روز سراغ تو میام

با خنجری تشنه واسه سینه ی داغ تو میام

میمیرم ومیسوزم از این حیله و نیرنگ تو

مگه چه کردم بادلت عمری بودم دلتنگ تو

قانون تو تو عاشقی هوس

میکشمت دستم بهت برسه

دو ته سیگار مونده رو میز

یه ماتیکی یکی تمیز

گفتی به من تنها بودی

کی بوده پس اینجا عزیز

وای که دلم داره دیگه دق میکنه پر میزنه

شب خوشیت تموم میشه صبح منم سر میزنه

نفس نفس میزنم واز دور تماشات میکنم

رفتی با اون مرد غریب ندیدی نگات میکنم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 اسفند1384ساعت 5:16 PM  توسط اسماعیل صادقی  |