تبليغاتX
ای عشق مرا در آغوش بگیر

ای عشق مرا در آغوش بگیر

hope for tomorrow

 
رنج تو ناشی از این است که می خواهی همه چیز برای تو متفاوت باشد
وقتی اینگونه خواستن پایان یابد، رنج تو نیز به پایان خواهد رسید
+ نوشته شده در  جمعه 13 مرداد1385ساعت 2:31 AM  توسط اسماعیل صادقی  | 

تنها

رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم تا دوست را به ياري نخوانيم،
 براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را
شکيبا
مي کند.
طعم
توفيق
را مي چشاند.
و چه تلخ است لذت را
"تنها"
بردن
و چه
زشت است زيبايي ها را تنها
ديدن
 و چه بدبختي آزاردهنده اي ست
"تنها"
خوشبخت بودن
در بهشت
تنها بودن سخت تر
از کوير است.
در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند ياد
"تنهايي"
را در سرت زنده ميكند .
"تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور
و نيمه تمام است .
" تنها"
بودن ، بودني به نيمه است
و من براي نخستين بار در هستي ام رنج
"تنهايي" را احساس کردم.


دکتر علي شريعتي

 

+ نوشته شده در  جمعه 13 مرداد1385ساعت 2:1 AM  توسط اسماعیل صادقی  | 

تو درباره خدا هيچ نميداني

استادي با مريدش در صحراي عربستان اسب سواري ميكنند. استاد از هر لحظه سواري اش
براي آموختن ايمان به مريدش استفاده ميكند
به خدا اعتماد داشته باش. خدا هرگز فرزندانش را رها نميكند_ 
شب هنگام در چادر؛ استاد از مريدش ميخواهد اسب ها را به صخره اي در نزديكي شان ببندد. مريد به سوي صخره ميرود؛ اما سخنان استاد را به ياد مي آورد و فكر ميكند : حتما دارد امتحانم ميكند بايد اسبها را به خدا بسپارم
و اسبها را نميبندد
صبح روز بعد ، مريد متوجه ميشود كه اسبها ناپديد شده اند. خشمگين به سراغ استادش ميرود و فرياد ميزند : تو درباره خدا هيچ نميداني. من اسبها را به امان او رها كردم ، وحالا رفته اند
استاد پاسخ داد: خدا ميخواست مراقب اسب ها باشد. اما براي آن كار به دستان تو احتياج داشت تا آنها را ببندد
پائولو كوئليو
+ نوشته شده در  جمعه 13 مرداد1385ساعت 1:52 AM  توسط اسماعیل صادقی  |