تبليغاتX
ای عشق مرا در آغوش بگیر

ای عشق مرا در آغوش بگیر

hope for tomorrow

همه ی بهشت ها فدای تو
 
تا کی می توانم تو را بسرایم؟تا وقتی که آخرین ستاره را بشمارم؟یا وقتی همه ی درختان به پرواز در آیند؟

تا کی می توانم تو را دوست داشته باشم؟تا وقتی که بهشت ادامه دارد؟یا وقتی همه ی کبوترها به هوای تو بال می زنند؟

تا کی می توانم در آغوش مهربان تو بگریم؟تا وقتی که نهالی ترد و شکننده ام؟یا وقتی سنگین ترین برفها روی سرم نشسته است؟

در پیچ و خم گیسوانت ردپای کودکی من پیداست.دستهای تو هنوز بیوی لالایی می دهد،بوی پونه،بوی خوب شکفتن،بوی گریه های گاه و بی گاه من.

برای سرودن تو باید واژه های تازه ای به دنیا آیند.واژه هایی که هیچ کس نشنیده است واژه هایی که هیچ شاعری در دفترش ننوشته است.

ای با شکوه ترین فرشته عالم!ای همه ی بهشت ها فدای تو!ای مه ی سرنوشتها در خطوط پیشانی ات پنهان!ای شمیم رویا در روستای کودکی!تمام سلام های جهان برای ستایش تو کم است.
درود همه ی رودها بر تو

آرام تر از خواب درختان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 9:32 PM  توسط اسماعیل صادقی  | 

بازی عشق

رسم بازی عشق این بود که
من بشمارم و تو قایم شوی
به همان رسم های قدیمی کودکانه (قایم باشک)
هنوز نشمرده بودم که رفتی
و چنان ناپیداکه
برای همیشه بدنبالت سرگردان و آواره شدم
لعنت به این بازی بچه گانه لعنت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 9:19 PM  توسط اسماعیل صادقی  | 

عشق يعني

عشق يعني خلوت و راز و نياز

عشق يعني محنت و سوز و گداز

 عشق يعني سوز بي ماواي ساز

عشق يعني نغمه اي از روي ناز

عشق يعني كوي ايمان و اميد

عشق يعني يك بغل ياس سپيد

عشق يعني يك ترنم از يه يار

عشق يعني سبزي باغ و بهار

عشق يعني لحظه ديدار يار

عشق يعني انتهاي انتظار... 
 
عشق يعني وعده بوس و كنار عشق يعني يك تبسم بر لب زيباي يار

عشق يعني يك ترنم از حنين ناي يار

عشق يعني حس نرم اطلسي عشق يعني با خدا در بي كسي

عشق يعني همكلام بيصدا

عشق يعني بي نهايت تا خدا...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 خرداد1385ساعت 6:26 PM  توسط اسماعیل صادقی  |