همه ی بهشت ها فدای تو
تا کی می توانم تو را بسرایم؟تا وقتی که آخرین ستاره را بشمارم؟یا وقتی همه ی درختان به پرواز در آیند؟
تا کی می توانم تو را دوست داشته باشم؟تا وقتی که بهشت ادامه دارد؟یا وقتی همه ی کبوترها به هوای تو بال می زنند؟
تا کی می توانم در آغوش مهربان تو بگریم؟تا وقتی که نهالی ترد و شکننده ام؟یا وقتی سنگین ترین برفها روی سرم نشسته است؟
در پیچ و خم گیسوانت ردپای کودکی من پیداست.دستهای تو هنوز بیوی لالایی می دهد،بوی پونه،بوی خوب شکفتن،بوی گریه های گاه و بی گاه من.
برای سرودن تو باید واژه های تازه ای به دنیا آیند.واژه هایی که هیچ کس نشنیده است واژه هایی که هیچ شاعری در دفترش ننوشته است.
ای با شکوه ترین فرشته عالم!ای همه ی بهشت ها فدای تو!ای مه ی سرنوشتها در خطوط پیشانی ات پنهان!ای شمیم رویا در روستای کودکی!تمام سلام های جهان برای ستایش تو کم است.
درود همه ی رودها بر تو
آرام تر از خواب درختان
تا کی می توانم تو را بسرایم؟تا وقتی که آخرین ستاره را بشمارم؟یا وقتی همه ی درختان به پرواز در آیند؟
تا کی می توانم تو را دوست داشته باشم؟تا وقتی که بهشت ادامه دارد؟یا وقتی همه ی کبوترها به هوای تو بال می زنند؟
تا کی می توانم در آغوش مهربان تو بگریم؟تا وقتی که نهالی ترد و شکننده ام؟یا وقتی سنگین ترین برفها روی سرم نشسته است؟
در پیچ و خم گیسوانت ردپای کودکی من پیداست.دستهای تو هنوز بیوی لالایی می دهد،بوی پونه،بوی خوب شکفتن،بوی گریه های گاه و بی گاه من.
برای سرودن تو باید واژه های تازه ای به دنیا آیند.واژه هایی که هیچ کس نشنیده است واژه هایی که هیچ شاعری در دفترش ننوشته است.
ای با شکوه ترین فرشته عالم!ای همه ی بهشت ها فدای تو!ای مه ی سرنوشتها در خطوط پیشانی ات پنهان!ای شمیم رویا در روستای کودکی!تمام سلام های جهان برای ستایش تو کم است.
درود همه ی رودها بر تو
آرام تر از خواب درختان
