تبليغاتX
ای عشق مرا در آغوش بگیر

ای عشق مرا در آغوش بگیر

hope for tomorrow

احساس کنید از عشق آکنده اید و می خواهید آن را با دیگران سهیم شوید!

! احساس کنید از عشق آکنده اید و می خواهید آن را با دیگران سهیم شوید!

وقتی احساس می کنید چیز های خوبی دارید، برای قسمت کردن آن با دیگری، به یک رابطه می آئید، زیرا چیزی دارید که آن را قسمت کنید. مانند شخصی که دستانش لبریز از هدایا است، نمی توانید صبر کنید و می خواهید از وفوری که دارید، به دیگران بدهید، نه اینکه چیزی از او بستانید. دیگر داد و ستدی در کار نخواهد بود. به راحتی میدهید، زیرا که سرشار هستید. مقتی که با غنای درونی خود در تماس باشید، به طرزی طبیعی دیگران را بهره مند خواهید ساخت، همانطور که رودخانه ای پر، ساحل خود را سیراب میکند

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 اردیبهشت1385ساعت 9:37 AM  توسط اسماعیل صادقی  | 

خدایا از تو سپاسگزارم

 

خدایا بخاطر این که هرگز تنهایم نمی گذاری از تو سپاسگزارم .

 

خدایا بخاطر اینکه هرگاه در جاده زندگی قدمهایم اندکی از راه راست سست میشود تو با تلنگری به راهم می آوری از تو سپاسگزارم .

خدایا ممنونم که هرزمان تو را از یاد برده و حضور سبزت را در کنارم فراموش کرده ام با نازل کردن بلائی کوچک مرا متوجه خود ساخته ای تا به یاد آورم که در برابر اراده بی نهایت هیچ چیز تاب ایستادگی ندارد.

خدایا از اینکه می بینم بزرگی چون تو ، همواره مرا زیرنظر دارد و هرگز فراموشم نمی کند سخت به خود می بالم .

خدایا با اینکه گناه کرده ام،  ناسپاسی نموده ام، حتی گاهی از رحمت بی کرانت نا امید شده ام و بنده خوبی برایت نبوده ام ، اما تو مهربان هرزمان که درمانده از همه چیز و همه کس شده ام بازهم با آغوش باز پذیرایم بوده ای و درنهایت بزرگواری حمایتم کرده ای .

براستی ای پروردگار زیبا و مهربان در برابر این همه لطف و بخشندگی چه میتوانم بگویم؟

این همه سخاوت و کرم را چگونه پاسخگو باشم؟

خدایا شماردفعاتی که درنهایت ناباوری و بهت همگان ازراه های عجیب و خارق العاده ات در سختترین  و غیرممکن ترین شرایط یاورم بوده ای از حساب بیرون است.

تو خود نیک می دانی که بنده ات جز چیزهائی که تو به او بخشیده ای در چنته ندارد. پس تمنا دارم در یافتن راه درست زندگی وبه دست آوردن شادمانی ، عشق ، آرامش و سعادت حقیقی یاری ام کنی . چرا که بدون تو هیچ ندارم و باتو از همگان بی نیازم .

خدای من می دانم که با این همه تو با زهم مرا دوست داری و همیشه و در هر لحظه مواظبم هستی .

زیرا این حدیث قدسی ات همواره در ذهنم طنین می افکند.

 " اگر آنان که از من روی برتافتند می دانستند که چقدر مشتاق دیدارشان هستم هر آینه از شوق جان می سپردند" .

 

نظرتون رو در مورد هردو بگید

+ نوشته شده در  شنبه 9 اردیبهشت1385ساعت 8:29 PM  توسط اسماعیل صادقی  | 

روی خط دلدادگی

روی خط دلدادگی
                            
 اهل دلا بخوانند.
 
راستی تا به حال فکر کردیدنقطه آغاز دلدادگی کجاست یا اینکه چه جوری آدم هااهل دل می شن، تا به حال شده که دلت رو جایی گروی کسی یا چیزی بذاری! دلت رو به صفای چه چیز می بخشی؟یه نگاه، یه صدا.یه خوبی یا شاید هم یه حس
و یه عشق اگه معرفت توی وجودته و مرام توی خونت، اگه خراب یاری و می خوای دل ناقابلت تحفه ناچیزی باشه واسه دلدار،توی راه دلدادگی ناشناختنی قدم بذار،توی این راه ،دل حرف اول رو می زنه،پشیمونی نداره. دلت زیر پا گذاشته نمی شه و به جای شمع، خورشید، خونه دلت رو روشن می کنه،آسوده خاطر باش کلید قلبت رو به الهه ای می بخشی که شاه کلید همه خوبی هاست و صفای دلت صفای خاطر دلداری میشه که واژه های عاشقانه مقابلش سر به سجود می گذارند و زندگیت با عشق عاشقی است که عشق می آفرینه هیچ ترس و تردیدی به دلت، به ذهنت، به گفتارت راه نده، آیه یاس هم نخون که اگه منو راه نده، اگه از من خوشش نیاد،اگه قبولم نکنه وهزاران اما و اگر دیگه.
چون معبود ناشناختنی در حالی که هیچ نیازی به من و تو نداشته و نداره فرموده دوستت دارم.کجای عالم سراغ داری که احتیاجی، نیازی، کاری با تو نداشته باشند و همه جا به یادت باشند و هوای کارت رو داشته باشند. در رحمت دلدار همیشه بازه و فانوس قشنگش همیشه و در همه حال روشنه. پس فکرت رو از همه این اما و اگرها دور کن و ترس و ناامیدی و تردید رو در گورستان واژه ها به خاک بسپار و امید و صبر و عشق رو ره توشه راهت قرار ده.امروز می خوای روی خط، دل رو به دلدار هدیه کنی به گذشته و دیروزفکر نکن که کی بودی و چی کار کردی.فقط به امروزبیندیش، نگران نباش که فلان بودی و بی اعتبار، یا گذشته رو سیاه کردی، معبود با تو طوری صبوری می کنه که انگار هیچ گناهی نکرده ای به این شرط که لحظه هارو جستجو کنی و ثانیه ها رو زیرو رو.اگه مرد سفری با ذکر قشنگ یا رب قدم اول رو جانانه، بردار و پیام اول دلدادگی رو آذین بخش جانت کن که اهل دل و دلداده ها ، دل هیچ کس رو نمی شکنند و تا توان دارند دلی به دست می آورند

نویسنده: زهره
+ نوشته شده در  شنبه 9 اردیبهشت1385ساعت 7:29 PM  توسط اسماعیل صادقی  | 

از تو مهربان تر کیست ؟

 

از تو مهربان تر کیست که دردهایم را با او در میان بگذارم و زخمهای دلم را پیش رویش بشمارم؟

از تو آیینه تر کیست که هزار توی روحم را به من نشان دهد،بی آنکه سرزنشم کند؟

در شبهایی که ماه و ستارگان و آتشکده ها و فانوسها هر یک به سویی می گریزند،جز تو چه کسی شمعی در دلم روشن می کند؟

خوبا،مرا به خاطر همه ی نامه هایی که برای تو نوشتم،ببخش!مرا به خاطر همه ی آوازهایی که برای تو نخوانده ام،ببخش

من می توانستم در یک بعد از ظهر زیبا شاخه ای گل به تو بدهم،اما پاییز اجازه نداد

بهترینا،صدایم راببخش!لبهایم را ببخش!اشکهایم را ببخش

از تو مهربانتر کیست که سرگذشت دستهایم را برایش بنویسم و از فاصله ها گله کنم؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت 10:15 AM  توسط اسماعیل صادقی  | 

نيرومند ترين عاملي كه به اعمال و رفتار اثر دارد نيروي عشق است . زيرا هر آنچه در زندگي
انجام مي دهيم يا براي كسب عشق است يا براي جبران كمبود عشق . ( براين تريسي )
 
  
اگر مشتاق درك عشق هستيد ميبينيد كه ترس ، اتكاء ، مالكيت ، سلطه و
نفوذ ، مسئوليت ، وظيفه ، ترحم به خود ، هيچ يك عشق نيستند . رنج
ناشي از دوست داشتني نبودن عشق نيست . عشق يك احساس نيست .
عشق حتي نقطه مقابل واژه تنفر هم نيست
 
 
به قول شكسپير: عشق چيست ؟ هر چه هست مال فردا نيست . مال همين امروز است ، زيرا كسي از فردا خبر ندارد .

      
چند نفر از ما وقتي يقين حاصل مي كنيم كسي را كه دوستش داريم ، براي
ماست و حقيقتأ دوستمان دارد ، او را مي آزماييم تا مطمئن شويم ؟ محافظه
كار است يا بي پروا ؟ با همدلي به حرف هايمان گوش مي دهد يا نه ؟؟؟؟؟
با كو چكترين ناملايمي ترك مي كند يا نه؟؟؟!!!
و وقتي به عشق او اطمينان پيدا كرديم ديگر همه كاري از ما بر مي آيد.
دلگرم مي شويم تا براي جستجوي ديگر و يار ديگر ...
 
شيوه هاي عشق زن و مرد :
 
زن به همان شيوه مرد عشق نمي ورزد . بايرون ميگويد : عشق
يك مشغوليت در زندگي مرد است . اما براي يك زن خود زندگي
است .نيچه مي گويد : كلمه عشق براي زن و مرد دو مفهوم و
معناي متفاوت دارد چيزي كه زن از اين كلمه درك مي كند به قدر
كافي روشن است براي او نه تنها به معني فداكاري بلكه هديه كامل
جسم و روح بدون ملاحظه و بدون توجه به چيز ديگري است اين
عدم وجود شرط باعث وفاداري در عشق يعني تنها چيزي مي شود
كه او دارد .
اصولأ مرد با يك زن خود را كامل مي بيند اما تمام نمي بيند ، ولي
زن يك مرد را هم كامل مي بيند و هم تمام .
زن فقط يكي را نمي خواهد كه مردش باشد و ارضاء غريزه جنسي
اش كند بلكه مردي را مي خواهد كه قلبش را تصرف كند . ولي مرد
بر خلاف ان نمي خواهد قلب زن راتصرف كند بلكه مي خواهد خود
زن را تصرف كند
.
 
تفاوتهاي فردي چه بخواهيم يا نخواهيم رابطه بين دو طرف را تحت تأ ثير قرار ميدهد .توجه به اين مورد بسيار تحكيم روابط را تضمين مي كند .
 
عقل زن كمتر از مرد است (  چاقوي تشريح نشان مي دهد ،  ناحيه پيشاني
محتوايش در مرد بيشتر از زن است ) ، و در عوض عاطفه مرد هم كمتر
است و مغز در قسمت تالاموس در زن كه ناحيه عاطفي است رشد بيشتري
دارد .
 
..........................................................................................
 
 
هر كسي دو بار مي ميرد : يكبار آنوقت كه عشق از دلش مي رود وكسي نيز ديگر
دوستش ندارد . بار ديگر آنوقت كه زندگاني را وداع مي گويد .
اما مرگ زندگي در برابر مرگ عشق ناچيز است .
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 اردیبهشت1385ساعت 9:14 PM  توسط اسماعیل صادقی  |